دفاع مبتنی بر اختیار (free will defense) :
یکی از پاسخ هایی که به مساله ی شر (
(problem of evil داده می شود ,
دفاع مبتنی بر اختیار است . قبل از ورود به بحث چند نکته ی مقدماتی یاد آوری می
شود .
شرور اخلاقی و طبیعی :
در یک دسته بندی شرور را به دو دسته ی شرور طبیعی (natural evil ) و شرور اخلاقی ( moral
evil ) تقسیم می کنند .مراد از شرور طبیعی همه ی آن شروری است که
انسانها از روی عمد آنها را پدید نیاورده اند و همچنین وقوع آنان در نتیجه ی بی
مبالاتی و غفلت انسانها نبوده است . شر طبیعی هم شامل درد فیزیکی و هم شامل رنج
روحی ( روانی ) می شود . درد و رنج حاصل از بیماریها ,
فجایع طبیعی همچون زلزله و طوفان و انواع حوادث غیر مترقبه ای که از طریق انسان
ها وارد می آیند از این دسته اند . اما شر
اخلاقی همه ی آن شروری است که تعمدا از
سوی انسانهایی که کارهای ناشایست می کنند ,
بروز می یابد . برای مثال درد جسمی ناشی از تنبیه بدنی توسط والدین بد و درد روانی
ناشی از محروم کردن فرزند از محبت , فقر و گرسنگی ناشی از سهلنگاری دولتمردان و یا پدیده های
وحشتناکی مثل هولوکاست نمونه هایی از شرور اخلاقی هستند .
صفات خدا :
خداوند در ادیان غربی ( یهودیت ,
مسیحیت و اسلام ) حداقل دارای سه صفت اساسی است . او دارای علم مطلق است , به این معنا که به گزاره های منطقا ممکن علم
دارد . و قادر مطلق است ,
یعنی می تواند افعال منطقا ممکن را انجام دهد . و همچنین خیر محض است یعنی به
اقتضای ذاتش محال است که فعلی اخلاقا خطا مرتکب شود .
تفکیک بین دفاعیه و نظریه ی
عدل الهی :
توجیه و تبیین ,
و پاسخ های ارائه شده به شرور موجود در هستی عموما به دو دسته ی عمده تقسیم می
شوند :
1.نظریه ی عدل الهی (theodicy )
2.دفاعیه ( defense )
فرض کنید که من به خدا اعتقاد داشته باشم وعلاوه بر آن دلایل بروز
شرور از سوی خداوند را بدانم و به شما انتقال دهم . آنگاه من در حال ارائه ی یک
نظریه ی عدل الهی هستم .مثلا به شما می گویم دلیل وجود شرور,
آزمایش الهی و یا تنبیه از سوی خداوند و یا نشانه ی هشداری از جانب اوست .
اما دفاعیه کاملا متفاوت است ,
فرض کنید که من باز هم به خدا باور داشته
باشم اما ندانم که دلیل بروز شرور چه هست و یا چه می تواند باشد .اما در عین حال
همچنان از خداباوری دفاع کنم .آیا چنین چیزی امکان پذیر است ؟ بله . به این مثال
توجه کنید :
فرض کنید سارا هردو فرزند کوچک خود را در لابی ساختمان به مدت چندین
ساعت رها کرده باشد . و همچنین دوست سارا که دارای قواعد اخلاقی چون چرا ناپذیر
است , اعلام می کند که سارا مادری بی مسئولیت است و
حق نگهداری فرزندان خود را ندارد . اما شما در اینجا ممکن است که اعتراض کنید که
این نتیجه گیری بسیار کوته بینانه و با عجله است و ممکن است سارا دلایل خوبی برای
کار خود داشته باشد . مثلا به دیدار پدر و یا مادر ناتوان خود رفته است و با علم
به اینکه در نیمه شب در ساختمان مذکور رفت و آمدی نمی شود ,
بچه ها را تنها گذاشته است .در واقع شما در حال ارائه ی احتمالات واقعا ممکن هستید
. فیلسوفان در مقابل مساله شر عموما داستانی را تعریف می کنند که در این داستان
خدا اجازه ی بروز شرور را به دلایلی داده است .
تفاوت دفاعیه و نظریه ی عدل الهی در این است که در نظریه ی عدل الهی
یک یا چند دلیل خاص برای وجود شرور بیان
می شود . اما در دفاعیه ,
مدافع تنها احتمالاتی واقعی که خداوند برای وجود شرور ممکن است داشته باشد را در
نظر می گیرد .
دفاع مبتنی بر اختیار چیست ؟
یک استدلال قوی بر علیه وجود خدای ادیان ابراهیمی ( یهودیت , مسیحیت و اسلام ) می تواند به شرح زیر صورتنبندی
شود :
1.اگر خدا وجود داشته باشد ,
دارای سه صفت علم مطلق ( all -knowing ) ,
قدرت مطلق ( all -powerful ) و خیریت علی الاطلاق ((
perfectly good است .
2.وجود رنج با وجود خداوند ناسازگار است .
3.رنج و درد وجود دارد .
4.خدا وجود ندارد .
بیایید استدلال را واضح تر کنیم :
یک موجود همه دان ( عالم مطلق
) از وجود درد و رنج آگاه است ,
و همچنین این موجود همه توان ( قادرمطلق ) می تواند از شرور جلوگیری کند . و یک
موجود با صفت خیریت محض مانع از درد و رنج موجود در عالم می شود . اگر شرور وجود
داشته باشند آنگاه خداوند - که دارای سه
ویزگی ذکر شده در مورد یک است – وجود
ندارد .
یعنی به نظر خدا ناباوران ممکن است است که تصورات دیگری از خدا درست باشد ,
اما او واجد صفات ذکر شده در ادیان غربی نیست ,
بلکه ممکن است یک یا دو صفت از صفات مذکور را دارا باشد . اما قائلان به دفاع مبتنی
بر اختیار اعتقاد دارند که مقدمه ی دوم از استدلال فوق به این دلیل که درد و رنج , ناشی از
افعال آزادانه ی انسان هاست نادرست است .
آلوین پلنتینجا که مهمترین مدافع
دفاع مبتنی بر اختیار است ,
آن را چنین بیان می کند :
" جهانی که واجد مخلوقات حقیقتا مختار است ( و این مخلوقات
مختارانه فعل خیر را بیشتر از شر انجام می دهند ) به شرط یکسان بودن سایر وجوه , ارزشمند تر از جهانی است که مطلقا فاقد مخلوقات
مختار است . خداوند می تواند مخلوقات مختار بیافریند ,
اما نمی تواند آنها را وادارد یا مجبور کند که فقط فعل صواب انجام دهند , چرا که اگر
چنین کند , آن
مخلوقات , دیگر به معنای واقعی کلمه مختار نخواهند بود
یعنی فعل صواب را مختارانه انجام نخواهند داد .
بنابراین ,
لازمه ی خلق مخلوقاتی که بر انجام خیر اخلاقی قادرند ,
آن است که خداوند آن مخلوقات را به انجام شر اخلاقی هم قادر بیافریند . و خداوند
نمی تواند به این مخلوقات اختیار ارتکاب شر را ببخشد اما در عین حال آنها را از
ارتکاب شر بازدارد ."
در واقع استدلال مدافعان این است که بهره مندی ما از ارتکاب عمل شر
نتیجه ی ضروری اختیار مندی ماست .
انتقادات خداناباوران :
آیا دفاع مبتنی بر اختیار می تواند به طور کلی شرور را تبیین کند و یا
تنها برخی از شرور را توجیه می کند و آیا راهی برای رد آن در مقابل خداناباوران
هست ؟
اول : اولین و مهمترین
ایراد این نظریه این است که ارزشمند بودن اختیار ,
مستلزم این نیست که خداوند نباید هیچگاه
برای جلوگیری از شرور در عالم دخل و تصرف نماید . تعداد کمی از مردم هستند که
جلوگیری از اموری مانند قتل و تجاوز به عنف را امری واجب و نیکو ندانند .
مثلا تصور کنید که یک دختر نوجوان به وسیله ی یک منحرف جنسی که بیماری
روانی حادی دارد , مورد اذیت و آزار جنسی قرار می گیرد . در این
مورد آیا خداوند مجاز به جلوگیری از این امر است یا نه؟
عده ای اعتقاد دارند که جلوگیری از شرور به وسیله ی خداوند امر مطلوبی نیست . مثلا peter van inwagen اعتقاد
دارد که این امر باعث زندگی ای عاری ازروح انسانی
می شود . در رمان " پرتقال کوکی " نوشته ی آنتونی برجیس , الکس نوجوانی
بزهکار است که به همراه دوستان خود به خشونت های متعددی دست می زند . در نهایت او
را از طریق عملی پزشکی ( با تکنیکی موسوم به ludovico ) توان اعمال خشونت را از دست می دهد و تبدیل به
شهروندی نمونه می شود . البته این عمل پزشکی او را از درک هنر و لذت بردن از آن
عاجز و در واقع وجه انسانی او را زایل می کند ,
زیرا الکس دیگر قادر نیست دست به انتخاب بزند و لذا می توانیم ببینیم تلاش های
جامعه ی به اصطلاح مدرن نا موفق است . آلدوس هاکسلی هم در " دنیای قشنگ نو
" همین موضوع را دستمایه ی داستان پردازی خود می کند .ت
اما باز هم می توان پاسخ داد که خداوند ی که قادر مطلق است , باید بتواند اراده ی آزاد و جلوگیری از شرور
طاقت فرسا را با هم آشتی دهد . چون جمع
این دو منطقی به نظر می رسد .
دوم : این گزاره که مختار
بودن آدمی امر مطلوبی است مستلزم این امر نیست که توانایی انسانها برای آسیب شدید
رساندن به یکدیگر ,نباید
حدود خاصی داشته باشد .
مثلا می توان تصور کرد که
انسانها دارای دارای قدرت و توانایی آسیب رساندن و تحمیل درد و رنج به یکدیگر باشند
ولیکن , این قابلیت ها دارای حدود و ثغور مشخصی باشند .
مثلا آدمیان نتوانند به یکدیگر درد ورنجی
فراتر از حد تحمل , وارد آورند
.
سوم :
جی . ال . مکی در کتاب خود
" معجزه ی خدا باوری " برهانی بر ضد پلنتیجا آورده است :
" اگر خداوند انسان ها
را طوری آفریده است که به وسیله ی انتخاب هایشان گاهی خوبی را بر بدی و شر ترجیح
می دهند , چرا او نتوانسته انسانها را طوری
بیا فریند که همواره خوبی را بر بدی ( به طور مختارانه ) ترجیح دهند ؟ "
به زبان ساده تر انسان ها می توانند ,
گرایش بیشتری به خیر داشته باشند .
البته مکی قائل به سازگاری بین موجبیت و اختیار است . در حالی که
پلنتینجا اعتقاد دارد که اراده ی آزاد به هیچ وجه با موجبیت سازگار نیست . بنابراین
قبول استدلال مکی , بستگی به این دارد که موجبیت و اختیار با هم چه
نسبتی دارند .
مکی در جایی دیگر پا را فراتر می نهد و انتقاد دیگری را هم بیان می
کند :
" برای برخی از خداباوران این مشکل می تواند حادتر باشد و در
تعارض با برخی دیگر از باورهایشان قرار گیرد . منظور کسانی است که در انتظار حکومت
خدا بر روی زمین ( مثلا در آخرالزمان و انتظار یک منجی ) یا کسانی که خوشبینانه در
انتظار بهشت می باشند . این امر نشان می دهد آنها می توانند وجود جهانی را که
موجودات آفریده شده در آن,همواره نیکی را بر بدی ترجیح می دهند . و سوال اینجاست که چرا
چنین جهانی قبلا آفریده نشده است ."
در واقع مکی می گوید که بسیاری از شرور بدان سبب است که افراد دچار
اشتباهات اخلاقی می شوند ,
و یا به سبب بی مبالاتی و یا نا آگاهی است .
که اگر چنین باشد و با توجه به اینکه فقط معصومین و قدیسین به بهشت نمی
روند , چرا بنا به قول مشهور اشتباهات اخلاقی در بهشت
وجود ندارند و بهشت یکسره از ناپاکی است .
چهارم :
برتراند راسل هم انتقادی مشابه ولی در عین حال متفاوت را ارائه می کند
. این برهان به طور خلاصه می گوید که خداوند به دلیل آفریدن موجوداتی که از
اختیارشان سوء استفاده می کنند ,
به طور غیر مستقیم مقصر است :
" اگر من بدانم که با آفریدن کودکی ,
او در آینده به یک مجنون جانی تبدیل می
شود , بایست خود را مسئول این جنایات بدانم "
راسل همچنین پیشنهاد می کند که با وجود خدایی که اجازه ی بروز شرور را
می دهد می توانیم از این بحث صرفنظر کنیم
که آیا اراده ی آزاد وجود دارد و یا دارای چه مولفه هایی است .
پنجم :
بسیاری از شرور به علت فرآیندهای طبیعی است . مانند زمین لرزه , و سیل های ویرانگر که این شرور ربطی به
فعالیتهای انسان ها ندارد . دفاع مبتنی بر
اختیار نمی تواند شرور طبیعی را تبیین کند .
البته برخی از فلاسفه مثل
پلنتینجا و یا c.s.
lewis سعی کرده اند که دفاع
مبتنی بر اختیار را برای شرور طبیعی نیز صورتبندی کنند . مثلا پلنتینجا استدلال
کرده است که نه خدا و نه انسانها مسئول چنین شرور ی هستند ,
بلکه علت این شرور موجودات فرا طبیعی و یا فرشتگان رانده شده هستند !
به نظر می رسد که این فرضی بسیار دلبخواهانه است . در حالی که ما
آگاهی و آشنایی کامل و سر راستی با برخی از انتخاب های خطای انسان ها داریم , اما مطمئنا چنین آشنایی و دانشی در باره ی
فعالیت فرشتگان – خواه رانده شده یا گونه ای دیگر – نداریم و در واقع این یک پیش
فرض دینی است , که کاملا قابل مشاجره است . تببین طبیعی برای
شرور طبیعی , که از تکرار پذیری خاصی برخوردارند بسیار قابل
قبول تر است .
ششم :
این دفاعیه از تبیین شروری که حیوانات متحمل می شوند نیز عاجز است .
چرا که فرض اختیار برای حیوانات اصلا قابل قبول نیست .مثلا William . L. Rowe گوزنی را مثال می زند که سال ها قبل از وجود
انسان ها در یک آتش سوزی به آرامی می سوزد و جان می دهد .
در آخر یادآوری می کنم که برخی هم سعی کرده اند از طریق متون مقدس با
این برهان مخالفت کنند . برای مثال آیاتی را که به نظر می رسد با اختیار
ناسازگارند به عنوان قرینه ای علیه این دفاعیه استفاد می کنند . گرچه این برهان , برهانی قوی نیست . در قرآن هم آیاتی موید جبر
وجود دارند . (حدید آیه ی بیست و دوم – آل عمران
آیه ی بیست و شش - انعام آیه ی
هفده – و ...) البته آیاتی موید اختیار هم هست . و شاید با خوانشی که پایبند به
محدودیت های متن است بتوان این برهان را به راحتی رد کرد .
توجه : تمامی یادداشتها در آرشیو نگارنده موجود است .
علی احمدی
http://www.mediafire.com/?01n1levtu8vk4uz